سلام بر همگي.ميدونم حق با شماست.من ماه به ماه آپ ميشم ولي به خاطر اين
بازي بانمك و به درخواست دو عزيز آپ كردم.بااينكه من،البته فكر كنما ااااا از دوستان وبلاگي
كوچيكترم و به دوره كودكي نزديكتر ولي به خدا منم چيزي به اون صورت يادم نمياد.
اول يه چيزي رو مشخص كنم جايي نگينا،من تا يه هفته پيش نميدونستم گاف با
سوتي دادن فرق فوكوله.حالا فرق داره يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در اين بازي قرار بر اين است كه غلط غولوطهاي دوران كودكيمان را بنويسيم.
مثلا لغتي كه در كودكي اشتباه تلفظ مي كرديم يا تصورات كودكانه و غلطي كه داشتيم
يا تكه اي از يك آهنگ كه اشتباه مي شنيديم و ...
تورو خدا شما بگيد من دختري به اين گلي ، ماهي،آخه كجا از اين اشتباهات داشتم.
من هميشه نمونه بودم.
البته هم سن و سالاي من واسشون كمتر پيش اومده كه اشتباهي فكر كنن.
چون علم ديگه خيلي پيشرفت كرده و بچه ها از همون كودكي ميدونن چي به چيه.
تقريبآ بچه هاي اين دورو زمونه به همه چي واردن.ماشاالله همه استادن،بري پاي
حرفاشون كم مياري.به خدا پارسال داشتم از كنار يه مدرسه ابتدايي رد ميشدم
كه واي نميدوني اين جوونورا چه حرفايي كه به هم نميزنن.
البته من فضول نيستمااااااااا گوشم خب شنيد ديگه.داشتم شاخ در مياوردم كه ما هم سن
اينا بودين از اين حرفا نميزديم.اصلآ بلد نبوديم كه بخوايم بزنيم اونوقت اينا چقدر بلان.
البته پررو بودن.ديگه اينم يكي از خصوصيات بچه هاي امروزه كه يا خيلي باهوشن يا كنجكاو.
كه البته هم خوبه هم بد.كه الان وقت نيست در مورد خوب و بدش بگم.
من اين بازي رو تو وبلاگ دوست عزيزم مرضيه جون ديدم(خلوتكده) كه انگاري يكي از
دوستاشون،ايشونو به اين بازي دعوت كرده بود.مرضيه جون هم خيال خودشونو راحت كردن
و سه تاي ديگرو انتخاب كردن و ايشون لطف داشتن كه منو به عنوان يكي از اين اعضاي
زنجيره گذاشتن تو منگنه.منم اومدم طفره برم كه مثل اينكه نميشه .چون مرضيه جون،
عمو فرهادو انتخاب كرده (اميدهاي من) و ايشون هم منو.مثل اينكه اين بازي از يكي
از دوستان وبلاگي به اسم فرزام شروع شده و داره همينجوري مانور ميده و دست
به دست به من رسيده.
اسم اين بازي هميجور كه ميدونيد بازي غلط غولوطه و داراي اين قوانين مي باشد:
1- از نظر اخلاقي بهتر است زنجيره اي كه اين بازي را به ما رسانده مطرح كنيم تا به
پربيننده شدن وبلاگ دوستاني كه به ما لطف داشته اند كمك كنيم. اگر در مراحلي از بازي
به سر مي بريم كه احتمالا زنجير خيلي طولاني است ذكر نام اختراع كنندهي بازي و آخرين
كسي كه ما را به بازي دعوت كرده الزامي است و به صلاحديد خود مي توانيم عده اي از
ميان زنجير را حذف كنيم.
2- در زمان حداكثر 24ساعت بايد دعوت كننده را از اين كه در بازي شركت مي كنيم يا خير
آگاه كنيم تا در صورتي كه مايل به شركت نيستيم او كس ديگري را جايگزين ما كند.
3- حد اكثر در زمان يك هفته بايد آپ كنيم و بازي را ادامه دهيم.
4- حداقل سه نفر و حداكثر پنج نفر را مي توانيم در بازي شركت دهيم.
و اما غلط غلوطهاي من:به خدا من كاري نكردم........اااااااااااا راست ميگم.
1_اينجانب وقتي بچه بودم از بس مي گفتن خدا اونيه كه بالاي سر ماست ،فكر
ميكردم مثلآ عين آدما چشم و ابرو داره و همون آسمون آبي بالاي سرمونه.
همش به آسمون نگاه ميكردم و دنبال چشماش مي گشتم ولي پيدا نمي كردم .
فكر ميكردم آبيه و پشتش به ماست و چقدر بزرگه نمي دونستم اينكه مي بينم
آسمونه و خدا نيست .بعدآ فهميدم كه اصلا خدا جسم نيست.
(نخند بعدآ منم به گافاي جناب ميام مي خندم حالا ببين)
2_بنده فكر ميكردم كه بچه ها خودشون مامان باباهاشونو انتخاب ميكنن.
كه مثلآ اين خانوم مامان يا اين آقا باباشون بشه.
3_وقتي تلويزيون نگاه ميكردم فكر ميكردم اين بازيگرا تو خود تلويزيون هستن و
اگر پشت تلويزيون رو باز كني ميشه اونارو آورد بيرون.
4_بنده كلمه مرزبان را مر زبان ميخوندم.(مرز+بان را مر+زبان ميخوندم)الان هم
بعضي وقتا قاطي ميكنم اگه تو جمله نباشه و معنيشو نفهمم اشتباه ميگم.
(بينه خودمون بمونه هاااااااا)
5_از بس مي خواستن منو بترسونن ميگفتن لولو مياد مي خوردت بنده فكر ميكردم
كه لولو يه آدم زشت سياه پشمالوي گنده و بو گندو با ناخوناي بلند.بعدآ فهميدم
اصلآ لولويي در كار نيست در واقع واسه ترسوندن بچه ها بكار ميره.ولي واقعآ نبايد
از اين اصطلاحات براي كودكان بكار برد،عواقب داره.خب نگين اااااااااا.من هنوزم كه
هنوزه از تنهايي و تاريكي ميترسم نكنه يه موقع لولويي بيادو مريمو بخوره.
خب اين كارارو ميكنيد كه اين ميشه اعصابم.
6_كوچيك كه بودم مي خواستم نماز بخونم در سوره حمد به جاي((الحمدلله))
مي گفتم(( الحمدرله))يا در سوره توحيد به جاي ((كفوآ احد))ميگفتم(( كفوفآ احد)).
بعدآ كه كتاب بينش و قرآن بهمون دادن ديدم اشتباه ميگم.
7_اين قرصاي پشه كش هستن كه ما تابستونا به وسيله اين قرصا پشه هاي
مريضو كه يه ذره ادب ندارنو همش آدمو نيش ميزنن رو قتل عام ميكنيم،آره همونا
كه مستطيلييه و آبيه،بچه كه بودم فكر ميكردم پاك كن مي باشد و اونارو
برميداشتم و يه دفتر داشتم كه توش نقاشي مي كشيدم.با اون قرصا هر چي
نقاشي رو پاك ميكردم مگه پاك ميشد بدتر دفترم آبي ميشد.يه روز مامانه گفت
اين چيه گفتم پاك كن.اونم گفت ديگه به اينا دست نزن اينا سمي است و قرصه پشه ست.
...
...
...
خب ديگه يادم نمياد،خيلي به مخم فشار اوردم.حالا نوبت منه انتخاب كنم حتمآ
چون از طرف دو نفر انتخاب شدم بايد 6 تارو بگم.من آقا مسعود(تنهاترين تنها)و
مرضيه جون (خلوتكده)مرضيه جون نمي توني فرار كني اگر يه اشتباهي هم بوده
بايد اعتراف كني.من نميزارم فرار كني،فهميدي. و ژاله جون(ترانه عشق)www.tabikaraneeshgh.blogfa.com رو دعوت به اين بازي ميكنم.
هر كي بگه نه خودش ميدونه ديگه ،آره ديگه عزراييل و ميفرستم خدمتش.
به اميد موفقيت همتون در تمامي مراحل زندگي.